فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز

slightly slower...




























slightly slower...

... مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست

    عکسی که روی لوگوی وبلاگم  گذاشتم مربوط به گروه موسیقی دنگ شو

هست این گروه آهنگ های فوق العاده زیبایی دارن که نمیشه گفت تو چه سبکیه ترکیبی از سنتی،راک و جز!!

دو تا  آلبوم به نام های  *شیراز چل ساله*و *تک خوانی ها* دارن که من دیوونه ی آهنگاشونم حتما حتما برین دانلود کنین اگه

خواستین آدرس سایتشون هم هست:

www.dangshowmusic.com

که فیلتر هم نشده!

اسم وبلاگم رو هم از یکی از ترَ کهای همین آلبوم انتخاب کردم.(کمی آهسته تر)

(این پست ثابته ! من بازهم این پایین یه چیزایی مینویسم!)


نوشته شده در شنبه 15 مرداد 1390 ساعت 01:22 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

صورتگر نقاشم،هر لحظه بتی سازم  
 
                              وانگه همه بتها را پیش تو بگدازم

صد نقش برانگیزم،با روح درآمیزم         
                        
                            چون نقش تو را بینم، در آتشش اندازم

                *****************************************************
فربه و پر باد تو ام، مست و خوش و شاد تو ام

                              بنده و آزاد تو ام، بنده ی شیطان نشوم

از مولانا..

چند وقته شیفته ی شعراش شدم...

 لا مصب نفس آدمو می گیره با شعراش...!

نوشته شده در شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 02:10 ب.ظ توسط Nafas نظرات |



بذار اون پرنده باشم که با تن زخمی اسیره

عاشق مرگه که شاید توی دست تو بمیره...

خیلی قشنگه این آهنگشون یه آرامش خاصی داره !

من خودم هزار تا اسم دیدم یکیش لب به لبه پیانو پیانو بود یکیش بوسه بوسه یکیشم kiss me on piano

که نمیدونم کدومش اصلیه!

 ولی همشون در یه حیطه هستن!
امیدوارم لذت ببرید...




نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت 1391 ساعت 09:57 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

امروز هم تموم شد 

و چه زیبا ...

بازم کنسرت و عشق و دنگ شو...

همه اونجا منو شناختن!

البته خود بچه های گروه رو که از نزدیک ندیدم ولی عوامل پشت صحنه رو دیدیم...!

تو تابستون تور ایرانگردی خواهند داشت که از شیراز یا تهران شروع میشه

آلبوم جدیدشون با اسم جدید تو تیرماه منتشر خواهد شد

اول به ما گفته بودن شب های با تو بودن بعد امشب اسمش شده بود دلتنگ شو...

***آخرش که رفتن روی همه ی سازهاشون گل گذاشتیم...
خیلی خوب بود...

امروز تولدمه!!!!!

نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت 1391 ساعت 07:14 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

شنبه تولد من خواهد بودن 

و یکی که خیلی دوسش دارم امروز یه کادو بهم داد که خیلی دوسش دارم...!

یه بلیت غیر منتظره ی کنسرت واسه جمعه...



***دلم می خواد خدا رو بوس کنم!

نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ساعت 01:54 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

 
من قبلا هم این آهنگ رو گذاشته بودم
 
ولی حس می کنم ارزش اینکه دوباره بشنوین رو داره
 
امیدوارم لذت ببرین...
 
دلم خییییلی گرفته!  تیریپ افسردگی بهم دست داده
 
هِی میشینم شعر حفظی سهراب سپهری تو کتابمونو می خونم هِی گریم می گیره
 
هِی اعصابم خورد میشه بعدش میام پای کامپیوتر
 
هِی میرم ایمیلامو چک می کنم  بعدش هیچکس بهم ایمیلی نداده
 
هِی می رم گیتار تمرین می کنم
 
اه اه اه اولین باریه که اصن با تعطیلی و موندن تو خونه حال نمی کنم!
 
 



تراکتور سازی مارو لِه کرد... 4-1!
من هم بعد از بازی با صدای بلند می خوندم
 پرسپولیس قهرمان میشه خدا می دونه که حقشه!
و اهالی خونه فکر کردن که باید من در تیمارستان بستری شم!

 



دوستان دنگ شو سی و یک اردیبهشت و یک خرداد باز هم در آموزشگاه هنگام کنسرت خواهد داشت 
برای اطلاعات بیشتر به شماره ی 22085311 الی 12 زنگ بزنین! هاهاها...!
خیلی پر کارن ...
من  چند وقت دیگه باید با این تبلیغات از گروه دنگ شو حقوق بگیرم!

نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 ساعت 01:37 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

کنسرت خیلی خوب بود جای همه ی همتون خااااااااااالیییییییییی...

چند تا عکس هم یادگاری ازشون گرفتم...
 
IMG4UP
 
 
IMG4UP
 
 

 
"خیلی با بقیه ی گروها فرق دارن...
انقدر صمیمی بودن که انگار با هم فامیلیم..."




آقای *آتانی* مرسی که منو قابل دونستین و اومدین واسم کامنت گذاشتین...

یه دنیا تشکر!


**خواننده ی سنتی گروه  بغل شایا با بلیز آبی...
البته فک نکنم شایا رم بشناسین همونی که خیییلی ریش داره با شال قرمز!

نوشته شده در جمعه 1 اردیبهشت 1391 ساعت 08:55 ق.ظ توسط Nafas نظرات |


عشق فردا تو بیا...

یه برنامه خیلی وقت پیشا نشون می داد از شبکه یک که زنا میومدن تو هر قسمتش چند صفحه از کتاب "دا" رو می خوندن.
 من نمی دیدمش یه روز همینطوری تلویزیون روشن بود که منم  صدای سپنتا رو شناختم و این انگیزه ای شد که روزای فرد تیتراژ پایانی برنا مه ی کتاب دا  رو ببینم...! 
یاد سپنتا خیییییییلی به خیر...
امیدوارم لذت ببرین... 


نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1391 ساعت 05:51 ق.ظ توسط Nafas نظرات |

   

 

واای من این آهنگشونو تو یوتیوب پیدا کردم خیلی دوسش دارم خیلیییییییییییی

اگه توجه کرده باشین یه چیزایی تو همین مایه با صدای شجریان روی وبلاگمه!

فقط 10 دقیقه و 30 ثانیس جون من تا آخرش ببینید هیچی از دست نمی دین

به هر حال امیدوارم لذت ببرین...


پست قبلی به خاطر تموم شدن بلیتا حذف شد !

 

 


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت 08:21 ق.ظ توسط Nafas نظرات |

]

آهنگی که دیدید من بودم اسمش راشن والتزه یعنی والتز روسی حالا والتز یعنی چی؟؟؟

 اگه گفتین...!

هر وقت فهمیدین به منم بگین!!!

من که خودم دیوونه ی این آهنگم یه تیکشو خیلی دوس دارم 

 بعضی اوقات که به اونجاش می رسم دیگه نمی تونم بزنم انقدر که تحت تاثیرش قرار می گیرم...

حالا شما بگید از چه تیکه ایش بیشتر خوشتون اومد ببینم که منم همون تیکرو دوس دارم یا نه!

کلا 60 ثانیه هم نمی شه ...شما ثانیشو فقط بگید...

من برای اولین بار دست خودمو وقتی اینو زدم تو این فیلم دیدم...

 واااااااای خیلی سخت به نظر می رسه خودم به خودم گفتم ماشالا سرعت!!!

هاهاهاها من خودشیفته ی فراهانی هستم!

امیدوارم لذت ببرین...


نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1391 ساعت 02:51 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

"در باره‌ "دنگ شو

عبارتی است که از دو کلمهٔ " دنگ " و " شو " تشکیل شده و از نظر دستور زبان فارسی یک جملهٔ امری است

شو " فعل امر از مصدر شدن است و دستور می دهد که از حالی‌ به حال دیگر و از گونه‌ای به گونهٔ دیگر, تغییر کنید "


دستور به تغییر یا تکمیل گونهٔ باشندگی

تحول در شکل بودن

...با استفاده از دستور " شو " می‌توان هر بودنی را دگرگون ساخت

...آهای گره باز شو

...آهای دشمن دوست شو

...آهای سوار پیاده شو

...آهای شب صبح شو

...آهای سبز قرمز شو

...آهای گریه خنده شو

...آهای سنگ عاشق شو

...آهای ماهی‌ دلتنگ شو

...آهای مرده زنده شو

...آهای روح مست شو

...آهای تو ! دنگ شو

دنگ شو می‌خواهد که هرچه هستی‌ را رها کنی‌ و دنگ بشوی

اما

...دنگ " را شاید نتوان به سادگی‌ معنی‌ کرد "

...دنگ را باید بشوی تا بفهمی

...دنگ را باید بود و شد

...دنگ" گاهی مست است گاه دیوانه"

...گاهی رند است گاه پاک باخته

...گاهی بالاست گاه خسته

...گاهی‌ خاموش است گاه صدا

...گاهی‌ عاشق است گاهی‌ بیمار

...گاهی‌ بوسه است گاهی‌ آغوش

...گاهی‌ آرام است گاه آتش

...دنگ" همان خوشحالی‌ است که می گرید"

...همان عاشقی است که می رود

...همان مرده‌ای است که زنده می‌کند

...همان آرامی است که پاره می‌کند

...همان آبی‌ است که به آتش می‌کشد

دنگ "همان آوازی است که زن می‌خواند ، به یاد شب‌های داغ عاشقی"

...مرد می شنود و عاشق می شود ، کودک می شنود و به خواب می رود



...دنگ شو " در دستور زبان فارسی, یک جملهٔ امری است که "معنی‌ کردن" اش, کار بیهوده‌ای است "

...هیچ است
 

   الآن که داشتم معنی دنگ رو می خوندم خیلی حس های آشنایی بودن برام! البته من قبلا هم بارها شده بود که معنیشو می خوندما اما خوب این فازی که الآن بهم داد رو قبلا بهم نمی داد...!

وای خدای من محشره محشر واقعا باید دنگ را بشوی تا بفهمی...

من که دنگ رو شدم و فهمیدم...!

 


نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین 1391 ساعت 10:25 ق.ظ توسط Nafas نظرات |

 

 

 

آهنگ جدید دنگ شو هستش

من دفعه ی اول هیچ حسی بهم دست نداد وقتی بهش گوش کردم  اما بعدش فهمیدم  آهنگی بس دنگ کننده است! پیشنهاد میشه سه چهار بار بهش گوش کنید

البته واسه کسایی که پیش از این دنگ شده بودن سه چهار بار توصیه نمی شه چون من بیش از 20 بار بهش گوش کردم و اثرات بدی به جای گذاشت!

به هر حال امیدوارم لذت ببرید...

* آریا تهرانی، سهیل عزیزم وبلاگاتون فیلتر شده! امیدوارم پیش من بیاین و منو به دست فراموشی نسپرید

دلم واستون تنگ می شه!

خیلی حس بدیه خیلی... 

 یکی این یکی دیگه وقتی که میری تو وبلاگ یکی از دوستات و می بینی خداحافظی کرده...!

تورو خدا شماهایی که موندین این کار رو نکنین

 هر وقت خواستین این کارو بکنین یاد من بیفتید بعدش پشیمون شین!!!!

من احساس می کنم به وجود شماها وابسته شدم!

اگه خواستین به اون سوالی که تو پست قبلی کرده بودم پاسخ بدین ...

تورو خداااااااا

هیچکس نگفت!

ای آدمای...!

 هاهاهاها!!!

 


نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 06:42 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

         

ارادت خاصی به این آهنگش دارم...

دلم می خواد که هی با گیتار بخونمش!

یه روز نشستم همه چیشو کشف کردم..

انقد حال می ده در حد مرگ ذوق داشتم!!!!

یه فوضولیه خیلی گنده

اگه خدا واسه 24 ساعت گناه کردنو آزاد میذاشت شماها چه گناهی می کردین؟؟؟؟

هاهاهاهاها خیلی فضولیه نه؟؟؟

من فضولم دیگه چیکار میشه کرد!!!


نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت 08:14 ب.ظ توسط Nafas نظرات |

باید عرض کنم که خوانندش همونی بود که شب های تهران رو می خوند نه امید بود نه سپنتا...!

البته صداش خیلی شبیه سپنتا بود من که تا رسیدم شروع کردم به گریه کرن!! هاهاهاهاها

کلا نمی تونم احساساتمو کنترل کنم!

یه فضای خیلی صمیمی و نسبتا کوچولو بود...

آخی دلم هوای اون شبو کرد خیلی شب خوبی بود...

شایا که وقتی پیانو می زد اصلاانگار رفته فضا خیلی با احساس بود...

طاها هم که نگو از بس که این بشر شوخی کرد ما خندیدیم

بعد از هر آهنگی که می خوند می گفت " فکر نکنید که...!"

آخرم نگفت چی می خواست بگه...!

آخی صمدم خیلی بامزه بود موهای فر فری با اون عینکش... جلوی ما نشسته بود!

وااااای من دوباره کنسرت می خوام چقدر قبلش دیر گذشتا ولی کنسرت که رفتیم انگار یه ربعه تموم شد!!


آخرش که داشتیم میومدیم من رفتم جلو از هولم اصلا نفهمیدم چی شد شایا که اومد گفتم سلام علیکم !!!

اونم انگار خجالت کشیده بود گفت سلام...

چه قدر ساده بودن همشون، خداااا اصلا توی عکساشون یه آدمای دیگن...

 هر وقت اجرا داشتن بهتون می گم...

من به این جمله خیلی اعتقاد دارم

"ناگهان چه زود دیر می شود..."

راستی آلبوم جدید و کاملا مجازشون به نام شب های با تو بودن در راهه

جون من وقتی اومد برید بخرین ...

 


نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت 07:09 ق.ظ توسط Nafas نظرات |

و من پس از نه ماااااااااااااااااااااااااه

دیشب در کنسرتکی به سر بردم که حضورم  واقعا باورنکردنی بود...

دنگ شو اجرای پژوهشی توی یه آموزشگاه موسیقی داشت و من هم رفتم

ینی الآن من خودم هنوز باورم نمیشه!

فکرشو بکنید اونا اونور دنیا من اینور دنیا بعد یهو همگی باهم در آموزشگاه هنگام...

دیشب بهترین شب زندگیم بود...

فضای دوستانه،گرم و دلچسب .جای همتون خالی...

چه قدر همشون مهربون بودن و البته شوخ...

خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

اول متن رو با کله ی "و"شروع کردم یه تعبیر زیبا از پوریا صالحی هست که راجع بش گفته:

دوست دارم شعرهایم را با " وَ " آغاز کنم تا بدانید چقدر حرف ِ ناگفته از گذشته دارم و ناتوانم از گفتنش...

خوب من که شعر نمی نویسم اما از این تعبیرش خیلیییییییییی خوشم اومد...

توی اردیبهشت ماه هم اجرا خواهند داشت...

 


نوشته شده در شنبه 20 اسفند 1390 ساعت 07:04 ق.ظ توسط Nafas نظرات |

امروز توی آموزشگاهمون یه کنسرتکی داشتیم...خیلی حال داد

خیلی واسه من لذت بخشه که یک ساعت و نیم به گیتار گوش کنم...و این اجرا باعث شد که من خیلیییییییییی به خودم افتخار کنم چون فکر کنم من و دو سه نفر دیگه خیلی عالی زدیم...!

البته تعریف از خود نباشه ها (اصلا...!)

دلم می خواست شمایی که میاین و مطالب وبلاگمو می خونید اونجا باشید!!

به یه چیزی فکر کردم:

خیلی چیز جالبیه ها من با چند تا آدم دوستم که اصلا همدیگرو نمی شناختیم...! دفعه ی اول شاید به نظرتون اصلا تفکر بر انگیز نباشه اما یه کم که برید تو عمق می فهمین خیلی چیز جالبیه...وهیجانش به خاطر اینکه قیافه ی هیچکدومتونو ندیدم خیلی بیشتره!البته مامانمو درسا و زهرا رو دارم هرروز می بینم!!

آخی الان که فکر می کنم می بینم چه قدر حال می ده من یه روز کنسرت بذارم همه ی شماهارم دعوت می کنم...!!!

اولش که در حد مرگ استرس داشتم فقط باید تو موقعیت قرار بگیرید تا بفهمین من چی می گم !!

کلا یه بار هم تو صورت تماشاچیا نگاه نکردم یَک خوفی داشت!!!!!!

جا داره عرض کنم فقط 11ساعت و نیم مونده ...


نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند 1390 ساعت 07:04 ب.ظ توسط Nafas نظرات |


 Design By : Pichak